پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
175
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
اين مقتل در سه مسلك تنظيم شده است : مسلك اوّل ، در امور مربوط به پيش از جنگ . مسلك دوم ، در شرح حال جنگ و امورى كه نزديك و مربوط بدان است . مسلك سوم ، پيرامون امور پس از شهادت امام حسين ( ع ) . براى ثبت در اين كتاب ، مطالبى از اين مقتل را برگزيدهايم كه حالات امام زينالعابدين ( ع ) را در سوگ پدر بزرگوارش امام حسين ( ع ) و ساير شهداى كربلا ( ص ) نشان مىدهد . 1 - 18 . برگزيدههايى از ترجمهء فارسى مقتل لهوف از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : به راستى كه زين العابدين ( ع ) چهل سال بر پدر گريست روزها صائم و شبها را به عبادت قيام مىفرمود . چون خادم افطارى وى را از آب و غذا مىآورد و نزدش مىنهاد و عرض مىكرد : مولايم ! تناول فرماييد ، مىفرمود : فرزند رسول را گرسنه كشتند ، فرزند رسول اللّه را با لب تشنه كشتند ، و مرتباً تكرار مىكرد و مىگريست تا غذايش از اشك چشم ، تر مىشد و با آب امتزاج مىيافت . اين برنامهء هميشگى امام بود تا به رفيق اعلى پيوست . خادمى به نقل از امام مىگفت : روزى ، امام به صحرا رفت و من در پى وى بودم . دريافتمش كه بر بستر سنگى خشن به سجده رفت . من ايستادم و بانگ گريهاش را مىشنيدم ، و شمردم كه هزار بار در سجده گفت : « لا إله الّا اللّه حقّاً حقّاً ، لا إله الّا اللّه تعبّداً ورقّاً ، لا إله الّا اللّه ايماناً وتصديقاً » ، بعد سر از سجده برداشت در حالى كه چهره و محاسن وى غرقه در اشك بود . گفتمش : مولاى من ! آيا زمان آن نرسيده كه اندوهت پايان گرفته ، اشكت رو به نقصان نهد ؟ به من فرمود : واى بر تو ! يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم - عليهم السلام - پيامبر بود و پيامبرزاده و نوهء پيامبر و داراى دوازده پسر ، خداى سبحان يك پسر را از ديدِ او پنهان كرد ، موى سرش از اندوه سپيد و پشتش از غم و همّ خميده و از گريه نابينا گرديد ، با آن كه پسرش زنده بود ، و من با چشم خود ديدم كه پدر و برادرم و هفده نفر از اهل بيتم به شهادت رسيدند ، پس چگونه اندوهم پايان پذيرفته و اشكم رو به كاهش نهد ؟ « 1 »
--> ( 1 ) . ترجمهء لهوف سيّد بن طاووس ، تحقيق شيخ فارس تبريزيان ( حسون ) ، ترجمهء سيّد ابوالحسن ميرابوطالبى ( حسينى ) ، ص 204 - 205 .